جـدیـدتــرین نوشتــه های ســایت:

آشنایی با برنامه های دوازده قدمی

کاربرد برنامه های 12 قدم به عنوان موثرترین روش رهایی از اعتیاد به اثبات رسیده است. برنامه های 12 قدم بدون آنکه هزینه ای به همراه داشته باشند یک برنامۀ ساده و موثر روزانه در اختیار ما  معتادین  قرار می دهند که همه جنبه ها و چهره های مختلف بیماری اعتیاد را مورد توجه قرار می دهد. این قسمت اطلاعاتی  درباره برنامه های 12 قدمی در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید درباره بهبود یافتن از این  روش  تصمیم گیری کنید.

  • برنامه 12 قدم چیست؟
  • دیدگاه برنامه های 12 قدم به اعتیاد
  • برنامۀ روحانی
  • مجموعه ای از پیشنهادات
  • جلسات انجمنهای 12 قدمی
  • راهنما و رهجو
  • اصول برنامه های 12 قدم
  • 12 قدم الکلی های گمنام

برنامه 12 قدم چیست؟

برنامه های 12 قدمی مجموعه ای از اصول هستند که  اقدامات لازم برای بهبودی از اعتیاد به مواد مخدر، اجبار به مصرف، و اعتیادهای رفتاری را در اختیار ما قرار می دهد. برنامه های 12 قدمی معالجۀ پزشکی نیست بلکه بهبودی از این طریق بر اساس تجربیات افرادی است که مبتلا به بیماری اعتیاد بوده و موفق به یافتن راه حلی در جهت بهبودی شده اند.

برنامۀ 12 قدم  ابتدا در سال ۱۹۳۹ میلادی برابر با ۱۳۱۸ خورشیدی تحت عنوان کتاب الکلی های گمنام (که به نام کتاب بزرگ نیز شناخته می شود)  برای بهبودی الکلی های گمنام ارائه داده شد. پس از مدتی انجمن های 12 قدمی  دیگری که امروزه با عنوان انجمن های گمنام از آنها یاد می شود نیز برای بهبودی از انواع اعتیاد ها  بوجود آمدند. بسیاری از معتادان برای بهبودی از انواع اعتیاد ها از جمله اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، اعتیاد به قمار، اعتیاد به غذا و اعتیاد به سکس از این برنامه ها استفاده می کنند. بیش از ۲۰۰ عدد از این نوع انجمنها در گوشه و کنار جهان وجود دارند که با استفاده از برنامه های 12 قدم، برای بهبودی میلیون ها نفر از اعضایشان در تلاش هستند. معتادانی که به جای مشروبات الکلی به مواد مخدر معتاد بودند انجمن معتادان گمنام را تشکیل دادند. انجمن های دیگری نیز در زمینه اعتیاد به سایر انواع مواد مخدر از جمله کوکائینی های گمنام ،  شیشه ای های گمنام و ماریجوانایی های گنام  و همچنین در زمینه اعتیادهای رفتاری در انجمن هایی چون قماربازان گمنام، پرخوران گمنام ، معتادان جنسی  گمنام،  هم وابسته های گمنام و سر انجام معتادان کار گمنام فعالیت می کنند. انجمن های دیگر نیز برای ارائه حمایت و رهنمودهای لازم  به خانواده هایی  که عزیزانشان به مواد مخدر یا مشروبات الکلی معتاد هستند تشکیل شده است که مهمترین آن ها خانواده های الکلی های گمنام و خانواده های معتادان گمنام می باشند.

برنامۀ 12 قدم برای فراهم کردن امکان بهبودی معتادان دستورالعمل های دقیق و مرحله به مرحله ای برای بهبودی از اعتیاد و تداوم پاک ماندن روزانه و بهبودی ارائه می دهد. از این قدم ها می توان به عنوان طرحی برای زندگی استفاده کرد؛ چون این قدم ها چگونگی از نو ساختن زندگی را  که بر اثر اعتیاد  عذاب آور شده است به ما یاد می دهند و امکان زندگی سالم و سرشار از آرامش و آسایش را فراهم می آورند. برنامه های 12 قدم در اصل برای تغییر دادن زندگی، طرز فکر، و رفتار ما طراحی شده اند چون در حقیقت این جنبه های عاطفی و شخصی زندگی است که منجر به معتاد شدن ما شده است.

انجمن روان پزشکان آمریکا  کارکرد 12 قدم را چنین خلاصه کرده :

    – اقرار به اینکه یک معتاد  توانایی کنترل مصرف مواد مخدر و اعتیادش را ندارد

  – باور داشتن به اینکه تنها یک نیروی برتر می تواند توانایی لازم برای قطع مصرف مواد را به معتاد ارائه دهد

    – مرور کردن خطاهای گذشته به کمک یک راهنما یا یک عضو با تجربه انجمن های گمنام

    – جبران کردن خسارت خطاهای گذشته

    – یادگیری  روش  زندگی جدید با استفاده از الگوهای رفتاری جدید از قبیل برنامه های 12 قدمی

    – کمک به معتادان درعذاب دیگری که از همان اعتیاد و اجبار به مصرف در عذاب هستند

دیدگاه برنامه های 12 قدم به اعتیاد

برنامه های 12 قدمی اعتیاد را به عنوان یک بیماری می شناسند.  تأکید این برنامه ها بر روی تأثیرات بیماری اعتیاد بر جسم و روح اشخاصی می باشد که این بیماری در آنها توسعه یافته است، نه نوع مادۀ مصرفی و یا رفتار ویرانگری که فرد به آن معتاد شده است.  زمانی که ما از اعتیاد رنج می بریم، به احتمال زیاد ترکیبات مختلفی ازمواد مخدر را استفاده کرده و همچنین رفتارها و عادات  ویرانگر را از خود نشان می دهیم. برای مثال  ممکن است هروئین مصرف کنیم  تا  نشئه  شویم، قرص بخوریم تا بتوانیم بخوابیم، الکل مصرف کنیم تا آرامش پیدا کنیم و غذا بخوریم تا احساس کرختی  کنیم.به این ترتیب هریک از مواد یا رفتارهای  اعتیادآور به ما برای برطرف ساختن بخشی از مشکل خود که بدن ما بطور طبیعی  قادر به تامین آن نیست کمک می کنند.

برنامه های 12 قدم بر این  باورند که سه بُعد انسان بر اثر اعتیاد تحت تاثیر قرار می گیرد: بعد جسمی، بعد روانی و بعد روحانی. از عارضه جسمی اعتیاد با عنوان آلرژی یا حساسیت یاد می شود که در فرد ایجاد اجبار به مصرف نموده و با وجود عوارض و پی آمدهای ناگواری که مصرف مواد یا تکرار رفتارهای ویرانگر دارد، وی را وادار به ادامه دادن می کند. عوارض روانی با پدیده ای که  ویار یا وسوسه نامیده می شود همراه است. ناهنجاری روحانی یا معنوی بر اثر خود محوری یا  داشتن اتکای بیش از حد به ارادۀ خود، بوجود می آید.

برای مثال، در انجمن معتادان گمنام (NA) این جمله در قدم  اول که: “ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده بود” به این نکته اشاره دارد که بیماری اعتیاد باعث شده است تا ذهن و جسم ما حالت غیر عادی پیدا کند و قدرت انتخاب نداشته باشیم و نتوانیم  مصرف مواد خود را تحت کنترل درآوریم . جنبه روانی بیماری اعتیاد  تحت عنوان جنون و دیوانگی یا نداشتن سلامت عقل تعریف شده است. ناسلامت عقل موجب می شود تا علیرغم دانستن اینکه ما قادر نیستیم با شروع دوباره مصرف مواد مخدر یا یک رفتار ویرانگر از این کار دست برداریم یا با این تصور که این بار نتیجه با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت مصرف و یا رفتار خود را تکرار می کنیم. غیر قابل اداره بودن زندگی که در قدم اول به آن اشاره می شود به عواقب و تغییراتی همچون از دست دادن کار، خانواده یا مشکلات قانونی ناشی از اعتیاد، که  در زندگی ما ایجاد می شود  اشاره  می نماید.

شناخت اعتیاد به عنوان یک بیماری نکته ای است  که در  کلیۀ برنامه های 12 قدم پذیرفته شده و از لحاظ علمی و پزشکی نیز در سراسر جهان به اثبات رسیده است. بیشتر روش های درمانی که امروزه برای درمان بیماری اعتیاد به کار گرفته می شوند براساس برنامه های موفق 12 قدمی تنظیم شده اند.

برنامه روحانی

برنامه 12 قدم یک برنامۀ روحانی  برای بهبودی از بیماری اعتیاد است چون از ما می خواهد تا با  نیرویی برتر از خود ارتباط برقرار کنیم، نیرویی که فراتر از امکانات و قدرت محدود و اندک ما قرار دارد. ما به عنوان افرادی معتاد که به یک بیماری مرگ آور مبتلا شده ایم قدرت لازم برای کمک به خودمان را نداریم و به همین علت برای حل امشکل اعتیاد، به  نیرویی فراتر از نیروی خود نیاز داریم.

اصولأ  کلیۀ برنامه های 12 قدم  بر این  باورند که ریشۀ هر نوع اعتیادی در نداشتن اعتماد به نفس و ارزش قائل نشدن برای خودمان است و ما با مصرف مواد مخدر یا روی آوردن به اعتیادهای رفتاری تلاش می کنیم تا  احساس خوبی درباره خود به دست آوریم. اعتیاد سبب می شود تا احساس تهی بودن از درون را به دست فراموشی سپرده و در خود احساس قدرت کنیم و بتوانیم با زندگی کناربیاییم. اما این گونه زندگی سرانجام ما را به سوی بدبختی و حتی مرگ می کشاند. اگر ما از درون احساس تهی بودن می کنیم و به دلیل همین احساس خود را فردی کامل و تندرست به حساب نمی آوریم در آنصورت به نیرویی قوی تر از خود نیاز داریم تا به ما برای بازیافتن انسانیت و تبدیل شدن به یک انسان عادی کمک کند.

اعتیاد رابطه ای زیانبار با یک ماده مخدر یا یک رفتار معتادگونه است که جایگزین رابطه ی سالم و اصیل ما با خود، خدای خود و نزدیکانمان شده است. به همین علت برنامه های 12 قدم بر روی اصول روحانی استوار هستند و به جای اینکه صرفاً به ماده مخدر یا رفتارهای معتادگونه که تنها جلوۀ ظاهری بیماری است توجه نشان دهند؛ به گونه ای بنیادی “بیماری خود  محوری” را مورد توجه قرار می دهند. با کارکرد قدم های 12 گانه احساس خود محوری جای خود را به معنویت و تمایل برای نادیده گرفتن خود و از خود گذشتگی می دهد و همین امر سبب   می شود تا بتوانیم  رابطۀ سالمی  با خودمان، خداوند، و دیگران برقرارکنیم.

در برنامه های 12 قدم از رسیدن به این معنویت با عنوان بیداری روحانی یاد می شود چون با رسیدن به چنین بیداری، ما از وضعیت آشفته و بی پناهی خود مطلع شده و فروتنی لازم برای پی بردن به اینکه نیرویی قدرتمند تر از ما وجود دارد که می تواند به ما کمک کند را به دست می آوریم. باور بر این است که  یک بیداری روحانی  در اکثر افراد به مرور و با گذشت زمان ایجاد می شود. ما معتادان زمانی  متوجه تاثیر مثبت این نیرو می شویم که این بیداری روحانی ما را از چنگ خود خواهی خفقان آوری که از آن در عذاب بودیم نجات داده است و پس از آن دنیا را به گونۀ دیگری خواهیم دید. دیگر در دنیایی که با انواع ناملایمات آکنده است احساس تنهائی نخواهیم کرد. به همنوعان خود علاقمند شده و می توانیم به دیگران عشق بدهیم و دیگران نیز به ما عشق خواهند  داد.

برنامه های 12 قدم بر روی اصولی روحانی پایه ریزی شده اند که سه اصل آن صداقت، روشن بینی و تمایل است. با پیروی از این سه اصل است که یک معتاد می تواند شانس بیشتری برای پذیرش بیماری اعتیاد خود و یافتن راه حلی برای بهبودی از آن به دست آورد.

برنامه های 12 قدم نه ماهیت مذهبی دارند و نه فرقه ای و آئینی . این برنامه ها در عین حال نه علمی هستند و نه شکل معالجه پزشکی دارند. این برنامه ها اهمیتی خاص برای ایجاد ارتباط  با یک نیروی برتر قائل می شوند چون تنها از طریق یافتن و ایمان پیدا کردن به نیرویی قدرتمندتر از خودمان است که می توانیم گام برداشتن در مسیر بهبودی را آغاز کنیم. هر یک از ما از آزادی کامل برخوردار هستیم تا درک و شناخت خاص خود از نیروی برتر را داشته باشیم. تنها رهنمودی که در این مورد  وجود دارد این است که این نیرو از محبت و دلسوزی و قدرتی فراتر از نیرو و قدرت ما برخوردار است. افراد بی شماری با باورهای مذهبی و روحانی  و یا حتی بسیاری از کسانی که منکر وجود خدا بوده یا در وجود او تردید دارند نیز رابطه ای خاص با یک نیروی برتر که به آن ایمان و باور دارند برقرار کرده اند. در برنامه های 12 قدم اغلب از کلمه “خدا” استفاده می شود و برخی از افراد که با این واژه مشکل دارند ترجیح می دهند که به جای خدا از” نیروی برتر” استفاده کنند. هیچ کس اجازه ندارد افرادی را که به خداوند ایمان ندارند از بهبودی از طریق برنامه 12 قدم محروم کند.

اصول روحانی برنامه 12 قدم درنهایت با هدف گسترش ارتباط ما با خداوند آنطور که او را درک می کنیم تدوین شده و همین خداوند است که به ما کمک خواهد کرد تا یک زندگی جدید عاری از اعتیاد و سرشار از آسایش و آرامش را برای خود مهیا کنیم.

مجموعه ای از پیشنهادات

برنامه های 12 قدم مجموعه ای از پیشنهادات است که بر اساس تجربیات معتادانی که در حال بهبودی هستند و به منظور انتقال تجربیات، نیرو و امید آن ها به دیگر معتادانی که ممکن است بخواهند بهبود پیدا کنند تهیه و تدوین شده اند. قدم هایی که در این برنامه ها  به آنها اشاره می شود فقط حالت پیشنهادی دارند و این بسته به خود شخص دارد که آیا می خواهد به آنها عمل کند یا خیر. با این وجود، در برنامه های 12 قدم یک عبارت مشهور وجود دارد که از اهمیت عمل کردن به پیشنهادات حکایت دارد. جمله مشهور این است: ” به شما پیشنهاد می کنیم که دستگیره چتر نجات را پس از پریدن از هواپیما بکشید”. از این مثال جهت تاکید بر حیاتی بودن پیشنهادات 12 قدم استفاده می شود. اعتیاد عارضه ای خطرناک است و عمل کردن به پیشنهادات برنامه های 12 قدم  ممکن است برای بسیاری از معتادان مساله مرگ و زندگی باشد. زمانی می رسد که از خودمان خواهیم پرسید که چقدر به بهبود یافتن نیاز داریم و اینکه آیا باید اجازه دهیم افکار و باورهای منفی، ما را از شرکت در برنامۀ 12 قدم باز دارد؟ در جلسات انجمن های 12 قدمی این جمله معروفی رواج دارد که شرح می دهد که افکار بسته ، ما را از تلاش برای بهبودی باز می دارد؛ جمله معروف این است: ” اول تحقیق کن، سپس قضاوت کن”.

برنامۀ 12 قدم در اصل  برای کمک به بهبودی الکلی های مزمن ایجاد شده بود؛ الکلی هایی که بیماری اعتیاد درآنها توسعه پیدا کرده بود و قدرت  کنترل  نوشیدن مشروبات الکلی را از دست داده  بودند. با آن که همه انسان ها می توانند از اصول 12 قدم برای داشتن زندگی بهتر و ‌آسوده تر استفاده کنند، اما این برنامه برای  کسانی تدوین شده است که در مقابل اعتیادشان به عجز و درماندگی رسیده  و برای رهایی از مشکلی که به آن دچار شده اند به کمک یک نیروی برتر نیاز دارند.

جلسات انجمن های 12 قدمی

جلسات انجمن های 12 قدمی شبیه به یک کلوب است که کسانی که وجه مشترکشان اعتیاد به مواد مخدر یا نوعی اعتیاد رفتاری است در آنجا گرد هم می آیند تا تجربه های خود درباره اعتیاد، قدمها و بهبودی را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. این جلسات حالت خودگردان داشته و اعضای گروه، خودشان از یکدیگر حمایت می کنند. عضویت در این گروه ها رایگان بوده و هر کس که  به ترک اعتیاد و زندگی در مسیر بهبودی تمایل داشته باشد می تواند در این جلسات شرکت کند.

جلسات انجمن های 12 قدمی صحنه و مکانی است که معتادان در آنجا از حمایت برخوردار شده ونسبت به دیگر اعضا احساس همسانی می کنیم. در این جلسات گرفتاری ها و مشکلاتی  که به علت  ابتلا به بیماری اعتیاد متحمل شده و موفقیتی که بر اثر بهبودی از طریق برنامۀ 12 قدم به دست آورده ایم را برای دیگران بازگو می کنیم. جلسات انجمن جایی است که ما در آنجا از احساس شرمندگی و گناه خلاص می شویم چراکه در این جلسات هیچ کس بهتر یا بدتر از دیگری نیست. جلسات انجمن جایی است که ما درآنجا احساس امنیت و آرامش می کنیم همه ما می دانیم که  بیماری اعتیاد تا چه اندازه مخرب و عذاب آور است.

با شرکت در جلسات انجمن، ما از یک منبع حمایتی موثر برخوردار می شویم؛ چون به علت فرو رفتن بیش از اندازه مادر چاه اعتیاد، نه جامعه و نه خانواده ما دیگر نمی توانند از ما حمایت کنند. با این وجود  باید توجه داشت که شرکت در جلسات انجمن به خودی خود مشکل ما را حل نخواهد کرد و برای اینکه بهبود پیدا کنیم باید برنامه 12 قدم را نیز کار کنیم.

همه انجمن های 12 قدمی بر اساس سنت های 12 گانه فعالیت می کنند. این سنت ها توسط رهنمودهای خود، تمامیت و عملکرد گروه ها را حفظ کرده و از بقای کلی انجمن های مربوطه اطمینان حاصل می کنند.

راهنما و رهجو

از آنجا که برنامه های 12 قدم توسط افراد متخصص اداره نمی شوند و در یک مرکز درمانی برگزار نمی شوند، در نتیجه رابطه ای با نام “راهنما و رهجو” به عنوان وسیله ای برای حمایت از یکدیگربرای دستیابی به بهبودی مورد استفاده قرار می گیرد. به تازه واردان به جلسات انجمن پیشنهاد می شود برای خود فرد با تجربه ای را که در حال بهبودی است پیدا کرده و هر چه زودتر از تجربیات و  پیشنهادات وی بهره بگیرند. آنها در کنار یکدیگر می توانند برنامۀ 12 قدم را کارکرده و  راهنما می تواند فرد تازه وارد را در تجربیاتی که خود به دست آورده است سهیم کند.

افزون بر این، فرد راهنما با ارائه پیشنهاداتی به فرد تازه وارد از جمله  شرکت در جلسات انجمن، چگونگی مقابله با  لغزش، مطالعۀ نشریات و کتابهای انجمن، نوشتن افکار و احساسات خود و مراقبه، حمایت لازم را در اختیار فرد تازه وارد قرار می دهد.

نقش یک راهنما هیچیک از نقش ها مشاور حقوقی، بانکدار، والدین، مشاور ازدواج و  یا مدکار اجتماعی  نیست. همچنین راهنما یک مشاور روانی هم نیست که برای درمان اعتیاد توصیه های پزشکی ارائه دهد. راهنما کسی نیست جز یک معتاد  درحال بهبودی که تجربیات خود از کارکرد 12 قدم را با معتاد دیگری به اشتراک می گذارد تا وی نیز با بهره مندی از این حمایت قادر به کارکرد قدم های خویش گردد.

اصول برنامه های 12 قدم

اصولی وجود دارد که در همه برنامه های 12 قدم مشترک هستند و در صورت رعایت و پایبندی به آنها سفر ما در دنیای 12 قدم با موفقیت بیشتری همراه خواهد شد. این اصول عبارتند از:

اصول برنامه های 12 قدمی

١. علاج ناپذیری

برنامه های 12 قدم بر این باورند که ما هیچوقت بطور کامل و قطعی از بیماری اعتیاد درمان و یا شفا پیدا نمی کنیم. وقتی بیماری اعتیاد در ما رشد پیدا کرد، همانند هر بیماری مزمن دیگر همیشه با ما باقی خواهد بود.

برنامۀ 12 قدم در واقع روشی در اختیار ما قرار می دهد که با استفاده از آن می توانیم بیماری اعتیادمان را به صورت روزانه کنترل و تسکین دهیم. به همین علت است که  قدمها باید بصورت روزانه کارشوند تا بتوان بهبودی خود را حفظ نمود.

به عنوان افراد معتاد به مواد مخدر باید بپذیریم که در تمامی دوران زندگی و حیات خود این بیماری همراه ما باقی خواهد ماند و هرگز نباید از هیچ نوع مواد تأثیرگزار برذهن استفاده کنیم. ما با مصرف مواد مخدر  و مبتلا شدن به بیماری اعتیاد ، فرصتاستفاده ی بدون خطر از مواد مخدر را از خودمان گرفته ایم. گرچه پذیرفتن چنین واقعیتی برای بسیاری از ما دشوار است اما اگر می خواهیم سفر به سوی بهبودی را آغاز کنیم ناگزیریم که این واقعیت تلخ را بپذیریم.

۲.  پرهیز مطلق 

برنامه های 12 قدم ویژه معتادان به مواد مخدر از ما می خواهند تا از مصرف هرگونه مواد  تأثیرگزار برذهن بطور کامل پرهیز کنیم، چون این برنامه ها  فقط برای یک نوع خاص از مواد مخدر تدوین نشده بلکه برای بهبودی معتادان از هر نوع بیماری اعتیاد طراحی شده اند. در انجمن معتادان گمنام همانند دیگر انجمن های 12 قدمی گفته می شود که جایگزین کردن یک ماده مخدر با یک ماده دیگر، به منظور بهبودی از اعتیاد، درست مانند این است که مسافر کشتی تایتانیک باشید و برای جلوگیری از غرق شدن صندلی خود را عوض کنید. تجربه به خوبی ثابت کرده است  زمانی که بیماری اعتیاد در ما شکل گرفته باشد، مصرف هر گونه  مادۀ تأثیرگزار برذهن سبب خواهد شد تا ما مصرف مواد مخدر را از سربگیریم. تنها حربه و وسیله دفاعی که ما معتادان برای مقابله با بیماری اعتیاد داریم خودداری کامل از مصرف مواد مخدر برای بقیه عمر و پاک ماندن روز به روز است. از سرگیری مصرف هر گونه ماده مخدر پس از خودداری از مصرف آن برای یک مدت، سبب خواهد شد تا ویار و وسوسه مصرف دوباره مواد یا انجام رفتار ویرانگر به سراغ ما بیاید. در برنامۀ 12 قدم این جمله نیز همواره شنیده می شود که: “بیماری اعتیاد همیشه در انتظار ما است” اما باید توجه داشت که برنامۀ 12 قدم نیز همواره در کنار ماست و شمار بسیاری زیادی از معتادان درحال بهبودی هستند که سال ها، و حتی چند دهه است  که از دام مصرف مواد مخدر آزاد شده اند.

اعتیادهای رفتاری با اعتیاد به مواد مخدر تفاوت دارد چون برای ترک برخی از این رفتارهای ویرانگر همچون پرخوری، نمی توان غذا خوردن را بطور کامل متوقف کرد. برای این گونه معتادان برنامۀ 12قدم رهنمودهایی متکی بر تعدیل در خوردن غذا را  پیشنهاد می کند. اعتیادهای رفتاری همانند مواد مخدر حالت سفید و سیاه یا به زبان دیگر معتاد یا غیر معتاد ندارند؛ چون این رفتارها هم از لحاظ نوع و هم دررابطه با فردی که به این نوع رفتارها اعتیاد متفاوت هستند. برای مثال، یک فرد معتاد به غذا ممکن است برای فرار از یک حس آزار دهنده به پرخوری بپردازد در حالیکه یک  معتاد به غذای دیگر، ممکن است برای فرار از احساسات آزار دهنده به خود گرسنگی داده و از غذا خوردن امتناع  کند. در مورد معتادان رفتاری باید به ریشه و علت اصلی اعتیاد آنان به چنین رفتارهایی پی برد. عمل کردن صادقانه و دقیق به رهنمودهای قدم اول به ما کمک خواهد کرد تا به دلیل اصلی ابتلا به چنین رفتارهایی پی برده و ابزارهای لازم برای ترک کردن این نوع رفتارها را از طریق کاهش تدریجی آن به دست آوریم. اعتراف و پذیرش این واقعیت که یک اعتیاد رفتاری بر ما غلبه کرده است، راه را برای بهبودی ما هموار می سازد. برای معتادان، تسلیم شدن و اعتراف به  عجز در مقابل اعتیاد در واقع سرآغاز سفر در مسیر بهبودی است.

۳. مسئولیت پذیری

برنامۀ  12 قدم بر این نکته تاکید دارد که مسئولیت بهبودی ما بر عهده خودمان است. برخلاف اکثر بیماری های دیگر که مسئولیت بهبود بخشیدن به  بیمار بر عهده پزشک است در بیماری اعتیاد این خود ما هستیم که باید با اتخاذ تدابیرلازم پاک شده و حالت بهبودی خود را حفظ کنیم. در برنامۀ 12 قدم بر مسئولیت پذیری شخصی و مراقبت از خود که ممکن است برای بسیاری از ما مباحثی ناشناخته باشند تاکید می شود. به هر حال درخصوص  بیماری اعتیاد باید بدانیم که به نوعی بیماری مبتلا شده ایم که می تواند زندگی ما را به خطربیاندازد و تنها این خود ما هستیم که باید در مورد عمل کردن به برنامۀ 12 قدم تصمیم گیری کنیم. هریک از ما مبتلایان به بیماری اعتیاد دو راه در پیش رو داریم و باید یکی از این دو راه را انتخاب کنیم. یکی ادامه دادن اعتیاد و شدت یافتن هر چه بیشتر بیماری، و راه دیگر  انتخاب مسیر بهبودی  است. این ما هستیم که باید برای انتخاب یکی از این دو راه تصمیم گیری کنیم. مسئولیت ما برای بهبود یافتن شکل های مختلفی به خود می گیرد. از فعالیت های عملی همچون شرکت در جلسات انجمن،  کارکرد 12 قدم و پیدا کردن راهنما گرفته تا جنبه های احساسی که ایجاب می کند با صبر و شکیبایی با  وضعیتی که در آن گرفتار شده ایم برخورد کنیم.

با آنکه ما مسئول  بیماری اعتیاد خود نیستیم اما برنامۀ 12 قدم بر این نکته تاکید می کند که ما مسئول  پیامدهای رفتارها و اعمال خود هستیم. برای مثال، اگر اعتیاد به مواد مخدر سبب شود تاما دست به دزدی کردن بزنیم، در آنصورت با آنکه این نیاز ما به دسترسی به مواد بوده است که باعث ارتکاب این جرم شده، با این حال خود ما مسئول جبران کردن آن هستیم و باید مسئولیت پیامد های آن را بر عهده بگیریم. با این حال، برنامۀ 12 قدم برای این مشکل نیز راه حل هائی دارد و  قسمتی از کارکرد قدم ها، به جبران کردن خسارت های ناشی از خطاهای گذشتۀ ما اختصاص یافته است.

وقتی که به  پیشنهادات و رهنمود های برنامۀ 12 قدم  عمل می کنیم باید از خود بپرسیم که آیا حاضرهستیم که بهبودیمان را به هر قیمت ممکن به دست آوریم؟ آیا حاضر هستیم که برای رسیدن به بهبودی به هر کاری دست بزنیم و همه راه ها را امتحان کنیم؟ آیا حاضریم مسئولیت بیماریمان را بر عهده بگیریم؟ و سر انجام اینکه آیا بهبود یافتن از بیماری اعتیاد برای ما در اولویت اول قرار دارد و از هر چیز دیگری برای ما مهمتر هست؟ متاسفانه بسیاری از ما معتادان تا زمانی که سرمان به سنگ نخورد حاضر به پذیرش بیماری اعتیاد وعمل کردن به رهنمودها و پیشنهادات ارائه شده در برنامۀ 12قدم نیستیم.  تا زمانی که ما تصور کنیم از قدرت لازم برخوردار هستیم  و می توانیم به اراده خودمان اتکا کنیم، نخواهیم توانست به فروتنی لازم برای پذیرش این واقعیت که هیچ قدرت و اراده ای نداشته و کاری از دستمان ساخته نیست دست پیدا کنیم.

۴. برنامۀ روزانه 

به علت ماهیت مزمن و پیش روندۀ بیماری اعتیاد، برنامۀ 12 قدم برای بهبودی از این بیماری یک برنامۀ روزانه را پیشنهاد می کند. جملات و اصطلاحاتی چون “فقط برای امروز” در جلسات انجمن های 12 قدم زیاد شنیده می شوند و برای این کار دلیل قانع کننده ای وجود دارد. برای هیچ  معتادی زندگی بدون مواد مخدر یا بدون رفتارهای معتادگونه قابل تصور نیست. در واقع فرد معتاد اگر بداند روزی خواهد رسید که برای همیشه استفاده ازمواد مخدر را کنار می گزارد، حتما به مصرف مواد ادامه خواهد داد. برنامۀ 12 قدم ما را تشویق می کند که فقط برای یک روز پاک بمانیم و از  نگران این نباشیم که فردا را چگونه سپری خواهیم کرد.

این اصل به ما کمک خواهد کرد تا به همین لحظه و وضعیتی که در آن قرار داریم فکر کنیم و بهبودی را اولویت نخست خود قرار دهیم. بعلاوه، این اصل همۀ کسانی  که برنامۀ 12 قدم را انتخاب کرده اند را  یکسان و برابر خواهد کرد و باعث خواهد شد که هیچ کس بیشتر از دیگری بهبود نیابد. با پاک نگاه داشتن روز به روز خود، دیگر جایی برای شهامت کاذب و بزرگ نمایی باقی نخواهد ماند و همین موضوع سبب خواهد شد تا ما فروتنی لازم برای به دست آوردن بهبودی  را پیدا کنیم. همه کسانی که در برنامۀ 12 قدم شرکت می کنند مهلتی یک روزه  دارند؛ به این معنی که همه ما تنها برای ۲۴ ساعت پاک هستیم.

۵. هیچ نوع انحصاری وجود ندارد

برنامۀ  12 چنین ادعا نمی کند که تنها از طریق این برنامه می توان از اعتیاد بهبود پیدا کرد، بلکه برنامه ای برای نجات کسانی ارائه می دهد که نتوانسته اند از هیچ راه دیگری از اعتیاد بهبودی پیدا کنند.

۶. چهار عامل برای کارکرد برنامۀ 12 قدم

چهار معیار یا عامل اساسی وجود دارد که برای اجرای موثرتر برنامۀ 12 قدم بهبودی از اعتیاد به ما کمک  می کنند.  این معیارها عبارتند از:

۱. ایمان داشتن به نیرویی برتر از خود: ما به عنوان معتادان مزمن باید برای خلاص شدن از مشکل و بیماری اعتیاد از اتکا کردن به خود دست برداشته و به جای آن برای دریافت کمک به نیرویی برتر از خودمان متوسل شویم.  نیروی برتری که ما باید به آن تکیه کنیم به انتخاب خود ما بستگی داشته  و می تواند هر کسی به غیر خود ما باشد. برخی از اعضای انجمن های 12 قدم، خود همین انجمن ها را که بطور مرتب در جلسات آنها شرکت می کنند به عنوان نیروی برتر برای خود انتخاب می کنندو  برخی دیگر نیز تصوری که از خدا دارند این است که “مسیری درست و منظم در زندگی “داشته باشند. مساله اصلی این است که بیشتر ما معتادان هیچ کس یا هیچ نیروی دیگری به جز خودمان را قبول نداشته و حتی خدا را نیز در سرنوشتمان دخیل و سهیم نمی دانسیتم و به علت  نداشتن تکیه گاهی  خارج از وجود خود قادر به ترک اعتیاد نبوده ایم. باور داشتن و تکیه کردن به نیرویی برتر از خودمان به ما کمک خواهد کرد تا در بیرون وجود  خودمان به دنبال راه چاره بگردیم و با این کار، بار مسئولیت پیدا کردن راه حلی برای بهبودی را از دوش خودمان برداریم.

۲. صداقت: دربرنامۀ 12 قدم منظور از صداقت داشتن، داشتن شهامت لازم برای مشاهده واقعیت اعتیاد خودمان است. منظور از صداقت این است که صادقانه بپذیریم که به نوعی بیماری مبتلا هستیم که هیچ قدرت کنترلی روی آن نداریم. این عامل به ما کمک می کند تا برای رهایی از این بیماری و پیدا کردن یک راه حل برای بهبودی و همچنین تکیه به یک نیروی برتر بیرونی به اندازه کافی  تواضع و فروتنی به دست بیاوریم.

۳. روشن بینی: در برنامۀ 12 قدم منظور از روشن بینی این است که تا آنجا که ممکن است از فکر کردن به مسائلی که ما را از جستجو برای یافتن راه چاره باز می دارد خوداری کنیم. افکاری که باعث می شود تا ما تصور کنیم که بهتر ازهر شخص دیگری می دانیم که چه باید بکنیم، یا باعث می شوند چنین تصور کنیم که  پیشنهادات و رهنمودهای برنامۀ 12 قدم بیهوده هستند و یا باید بر این نکته پافشاری کنیم که درد ما درمانی نداشته و هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند به ما کمک کند.  در پاسخ به معتادانی که اینگونه فکر می کنند، اعضای انجمن های 12 قدم می گویندکه  همان افکار که  فکر می کردید از اندیشه دیگران بهتر است شما را به این حال و روز انداخته است و اکنون زمان آن رسیده است که  طبق پیشنهادات برنامه های 12 قدم از خودبزرگ بینی و افکار بدبینانه دست برداریم.

۴. تمایل: منظور از تمایل در  برنامۀ 12 قدم، داشتن علاقه و اشتیاق به اقدام و عمل برای بهبودی از بیماری اعتیاد است. داشتن تمایل و اشتیاق در بهبودی به ما کمک می کند برای یافتن راه چاره ای که در ابتدا از انجام آن اکراه داشته و با آن مخالفت می کردیم تلاش کنیم. رعایت این عوامل و معیارها به ما کمک خواهد کرد تا با فروتنی بپذیریم که دیگر به آخر خط رسیده و آنچنان درمانده شده ایم که برای رهایی از چنگ اعتیاد حاضریم هر کاری کهه لازم باشد را انجام دهیم.

۱۲ قدم الکلی های گمنام

برنامۀ الکلی های گمنام اولین برنامۀ دوازده قدم بود. کلیۀ برنامه های 12 قدمی دیگر به استثنای انجمن معتادان گمنام، از همین 12 قدم برای بهبودی معتادان استفاده می کنند و تنها در قدم اول به جای استفاده از کلمه الکل، از مواد مخدر یا رفتارهایی که به آن اعتیاد دارند استفاده می کنند. انجمن معتادان گمنام در قدم اول خود “بیماری اعتیاد” را جایگزین واژۀ الکل نمودند تا تأکید روی مادۀ مصرفی خاصی نباشد. علت اینکه در قدم اول به جای الکل، مواد یا رفتارهایی که به آنها معتاد شده ایم نوشته شده این است که در قدم اول لازم است تا معتاد مشخص کند که با چه مشکلی روبروست و داشتن این مشکل را نیز بپذیرد.  این مشکل می تواند اعتیاد به مواد مخدر یا الکل، اعمال جنسی ، غذا ، قمار یا هر چیز دیگری باشد. یازده قدم بعدی همان برنامۀ معنوی است که برای بهبودی از بیماری اعیتاد توصیه شده است و تفاوتی نمی کند که اعتیاد ما چه شکلی داشته باشد و به چه چیز معتاد باشیم.

۱- ما اقرار کردیم که در مقابل الکل عاجزیم و زندگیمان غیرقابل اداره شده بود.

۲- به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

۳- تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی را به مراقبت خداوند، بدان گونه که او را  درک کرده ایم، بسپاریم.

۴- یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و موشکافانه از خود تهیه کردیم.

۵- چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند، خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم.

۶- آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.

۷- با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

۸- فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آن ها شدیم.

۹- به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرا این امر زیان مجددی به ایشان و یا دیگران صدمه بزند.

۱۰- به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار کردیم.

۱۱- از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از ارادۀ او برای خود و قدرت اجرایی اش شدیم.

۱۲- با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها، سعی کردیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوردیم.